در این مطلب، جزئیات مربوط به «خط خطی میکنم فقط تا آروم بشم!» ارائه شده است.همه چی داره درست میشهولی من در تنها ترین حالت ممکنماحتمالا هیچکس نیست که دلم بخواد رهاییم رو باهاش جشن بگیرماین روزا با یه غم و اندوه خاصی می گذرنخیلی وضعم بهتره نسبت به قبل خیلی ولی همیشه جای یه نفر کنارم خالیهاین روزا دائم یه بغضی توی گلومه که نمی تونم توضیحش بدممیدونم شرایط امروز ایران هم بی تاثیر نیست توی حالمولی از طرفیم تنهام تنهاتر از همیشهدیگه نه دوست درست حسابی ای مونده نه عشقی نه خدایی نه خانواده ایهمه چی در حال
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «کجای کارامم» را در ادامه بخوانید.چند وقتی میشه که اینجا نیومدماول این که چندماهی میشه که هورمون درمانی رو شروع کردم و تغییرات مثبتی داشتم خداروشکر(حالا بعدا شاید یه پست جدا راجع به تغییراتم بذارم)دوم این که این ماه جلسه ی آخر انستیتومه و خدا بخواد چیزی نمونده مجوز بگیرمخیلی استرس کمیسیون نهایی رو دارم اگه اونو قبول شم دیگه تمومهدائم به خودم قوت قلب میدم که چیزی نیست و من تا حالا پیش هر روانپزکشی رفتم جلسه اول تاییدم کرده دلیلی نداره بخوان ردم کنن ولی از اون طرفم هی
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور
در این مطلب، جزئیات مربوط به «کمیسیونِ انستیتو و تغییراتم بعد از مصرف هورمون» ارائه شده است.چند باری میخواستم بیام پست جدید بذارم نمی دونم چرا حوصله شو پیدا نمیکردم!با این حال اینجا رو خیلی دوست دارم و دلم میخواد بیشتر بنویسم حالا ببینیم در آینده چی میشهاز اتفاقات این چند وقت بخوام بگم اینه که 12 جلسه ی انستیتوم تموم شدالبته اسفند ماه یه کمیسیونم خود انستیتو برگزار کرد یعنی در اصل انستیتو 13 جلسه بوددر مورد کمیسیونِ انستیتو باید بگم واقعا چیز خاصی نبود اگه انستیتو میرین اصلا استرسشو نداشته باشین
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «آدرسو اشتباه رفته بودم!» را در ادامه بخوانید.شنبه باهام تماس گرفتن گفتن فرداش برم پرونده تشکیل بدم واسه کمیسیونخلاصه دیروز رفتم تشکیل پرونده دادم گفتن دو ماه دیگه واسه کمیسیون نهایی تماس می گیرنپ.ن 1: من اول رفته بودم پزشکی قانونی مرکزی بهم گفتن ما تماس نگرفتیم پرسیدم پس کی تماس گرفته گفتن ما نمی دونیم!حالا ساعت 11 و نیم بود من تا ساعت 1 بیشتر وقت نداشتم خلاصه زنگ زدم به یکی از دوستای ترنسم که مجوز گرفته گفت نباید میرفتی اونجااداره ی کمیسیون پزشکی قانونی جداست بای
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور
چند باری میخواستم بیام پست جدید بذارم نمی دونم چرا حوصله شو پیدا نمیکردم!با این حال اینجا رو خیلی دوست دارم و دلم میخواد بیشتر بنویسم حالا ببینیم در آینده چی میشهاز اتفاقات این چند وقت بخوام بگم اینه که 12 جلسه ی انستیتوم تموم شدالبته اسفند ماه یه کمیسیونم خود انستیتو برگزار کرد یعنی در اصل انستیتو 13 جلسه بوددر مورد کمیسیونِ انستیتو باید بگم واقعا چیز خاصی نبود اگه انستیتو میرین اصلا استرسشو نداشته باشین4 نفر روانشناس و روانپزشک بودن از من صرفا پرسیدن که کارت چیه و چی میخونی و این که خانواده ت راضی هستن یا نهو این که وقتی ظاهرمو دیدن ازم پرسیدن که هورمون مصرف میکنم یا نه که گفتم اره زیر نظر دکتر غدد هورمون مصرف میکنمالبته قبل این که هورمون مصرف کنم آزمایش هورمون داده بودم و ضمیمه ی پرونده م کرده بودن و از این لحاظ مشکلی نداشتمخلاصه یه هفته بعدشم پرونده مو از انستیتو گرفتم بردم پزشکی قانونی و الانم منتظرم زنگ بزنن واسه کمیسیون نهایییه مقدار استرس کمیسیون نهایی رو دارم ایشالا اونم به خیر میگذرهدر مورد هورمون درمانی هم تقریبا الان 5 ماه و نیمه که هورمون درمانی میکنمتغییرات توی هرکسی متفاوته یه نفر بیشتر صداش تغییر میکنه یه نفر بیشتر موهای صورت و بدنش درمیادبرای من اینجوری بوده که بیشتر ریش و سبیلم در اومده و خیلی راضیم از این بابترو صدامم تاثیر گذاشته جوری که دوستم بعد از چند وقت بهم زنگ زده بود فک کرد اشتباه گرفتهموهای بدنم قبلا هم زیاد بود و تغییری نکرده همونه البته دلمم نمیخواست زیاد شهیه سریا ممکنه جوش بزنن خداروشکر من تا الان ضایعه ی پوستی خاصی نداشتماحساس میکنم یکمم موهام کم پشت تر شده نسبت به سابقیه سریا میگن روی خلق و خو هم میتونه تاثیرگذار باشه ولی خب من نمی تونم بگم
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور
شنبه باهام تماس گرفتن گفتن فرداش برم پرونده تشکیل بدم واسه کمیسیونخلاصه دیروز رفتم تشکیل پرونده دادم گفتن دو ماه دیگه واسه کمیسیون نهایی تماس می گیرنپ.ن 1: من اول رفته بودم پزشکی قانونی مرکزی بهم گفتن ما تماس نگرفتیم پرسیدم پس کی تماس گرفته گفتن ما نمی دونیم!حالا ساعت 11 و نیم بود من تا ساعت 1 بیشتر وقت نداشتم خلاصه زنگ زدم به یکی از دوستای ترنسم که مجوز گرفته گفت نباید میرفتی اونجااداره ی کمیسیون پزشکی قانونی جداست باید میرفتی خیابون مقدس اردبیلی سریع ماشین گرفتم تا 12 و نیم خودمو رسوندم اونجا و کارارو انجام دادمخلاصه شما ام اگه دارین از تهران مجوز می گیرین حواستون باشه جای اشتباه نرید!پ.ن 2 : هزینه ی کمیسیون 430 تومن شد
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:59 ] [ محمد ] [ ]
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور
باور کنی یا نه خسته م
خیلیم خسته
خیلی وقتا به این فکر میکنم زندگیامون چقدر میتونست آسون تر و بی دغدغه تر باشه
انقدر خسته ایم از جنگیدن برای حق و حقوق اولیه مون که دیگه جونی نمی مونه برای پیشرفت
خیلی حرفا هست که دلم میخواد بزنم ولی نه حوصله ای مونده نه اینجا جاشه
خیلی ناامیدم ولی ای کاش فردای بهتری در انتظارمون باشه
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور
"تو سیاه زمستون با یه چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگه دارم!"
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیپور